سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
621
تاريخ ايران ( فارسى )
جنك در لازيكا 540 - 557 ميلادى شرحى در سابق راجع به لازيكا گفته شد و اين همان كلشيش « 1 » قديم است كه در سال 522 به تبعيت روم درآمده و بعد بتدريج قلعهء معتبريرا كه نام آن پترا بود روميان گرفته و بالاخره دادو ستد و بازرگانى را در آنجا انحصارى كردند كه از اينراه صدمهء زيادى به اهالى وارد گرديد . لازيكا در به دو امر يعنى در آغاز تابعيت طبق قراردادى كه شده بود نه خراجى بروم ميداد و نه پادگان رومى قبول ميكرد ولى در آخر روميان بناى تعدى و احجاف را گذاشتند تا اينكه پادشاه آنجا ناچار شده در 540 بدربار ايران ملتجى گرديد و از آندولت كمك خواست . نوشيروان در اينباب تأمل و فكر زياد نمود و چون تحت الحمايگى لازيكا در آنوقت چندان طرف ميل ايران نبود بدوا حسن استقبالى نكرد و چنين خيال ميكرد به عهده گرفتن حمايت لازيكا يك بار سنگينى است بر دوش او ولى بعد بدينخيال افتاد كه چون مالك آن ناحيه گردد ميتواند كشتيهاى بزرك و مهم جنگى به دريا انداخته متصرفات بيزانس را مورد حمله قرار دهد و تجارت آن حدود را بدست خود بگيرد و روى اين نظر ، او حاضر شد بار حمايت پادشاه لازيكا را بدوش بگيرد و به بهانهء اينكه قبايل هون به ايبرى حمله بردهاند و دفع آنها را از وى خواستهاند فورا و بدون فوت وقت عازم آن ديار گرديد و پيش از رسيدن قشون امدادى روم پترا را محاصره كرده و به تصرف درآورد و درنتيجه لازيكا جزو ايالات شاهنشاهى ايران قرار گرفته و خاك ايران بدرياى سياه متصل گرديد ولى لازيكا به زودى ملتفت شد كه بار اطاعت و تمكين از پادشاه بزرك سنگينتر از بار اطاعت و تمكين از دولت روم مىباشد مخصوصا وقى كه باشندگان آنجا داخل ديانت مسيح شدند اين سنگينى بيشتر محسوس گرديد . نوشيروان از تملك آنكشور بدون يك تغييرات اساسى يأس حاصل نموده تصميم گرفت كه تمامى سكنه را بيرون كرده و جاى آنها را از رعاياى خودش پر كند . او براى اجراى اينمنظور عجيب بدينخيال افتاد كه گوبازس پادشاه لازيكا را بقتل برساند
--> ( 1 ) - Colchis .